ساز من توتم من است…(سطرهایی برای پرویز مشکاتیان)

Posted on آگوست 21, 2007 - Filed Under موسیقی | 1 Comment

قلم توتم من است…قلم توتم ماست…

به قلم سوگند…به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند….

دکتر علی شریعتی به قلم سوگند می خورد…قلم را توتم خود می شمارد و آنرا مقدس می داند…چرا؟….قلم ساختاری فیزیکی و بی جان است که به خودی خود هویت معناداری ندارد…پس چرا مقدس است…قلم مقدس است چون افکار را بر صفحه سفید کاغذ می نگارد و آنرا مکتوب و مستند می سازد…صفحه سیاه شده منتشر می شود و بر فکر و ذهن انسانها اثر می گذارد…و این خاصیت “اثرگذاری” است که قلم را مقدس می کند و آنرا در جایگاهی قرار می دهد که می توان به آن قسم خورد…قلم مقدس است چون به افکار جان می دهد…پر و بال می بخشد و به هر کجا که تصور می رود پروازش می دهد…برای زبان الکن یک نویسنده، قلم زبان گویای اوست…

هر هنرمند هم قلمی دارد…توتمی دارد که زبان گویای اوست…قلم یک خواننده موسیقی،آوای او و قلم یک نوازنده ساز اوست…یک نوازنده با سازش حرفش را می زند بی آنکه بخواهد قلم فرسایی کند و یا گوش مخاطب را با کلام غیرموسیقیایی اش پر کند…آنها تنها می نوازند و نواختنشان بهترین دلیل برای بودنشان است…نوازشی که اگر زمان زمانش باشد و مکان مکانش،ماندگار و در سیال زمان سینه به سینه روان خواهد شد…و تو به عنوان مخاطب اگر گوش موسیقیایی و وجود بی قراری داشته باشی درکش می کنی،لمسش می کنی…بی نیاز از آنکه در زمانش باشی و در مکانش…و اینچنین است که نبض حماسه و حس میهن پرستی را در “ایران ای سرای امید….بربامت سپیده دمید ” با تمام وجود احساس می کنی و “تنیده نام تو بر تار و پودم..بود لبریز از عشقت وجودم” بر تار و پود وجودت تنیده می شود…

این چند سطر حرف تازه ای نمی زند…یعنی قرار هم نیست بزند…اساتید و هنرمندان موسیقی بارها به این نکته-حداقل در مقام اظهارنظر-اذعان داشته اند…استاد محمدرضا لطفی در مصاحبه ای که با روزنامه هم میهن صورت داد تاکید کرد که حرفش را با سازش می زند…گر چه ایشان با انجام مصاحبه های جنجالی پی در پی و با یاری گرفتن از زبان الکن غیرموسقیایی خود در مقوله های “عمل” و “نظر” دچار پارادوکسی شد که فرجامی غیرنیک را حداقل در این مقطع زمانی برایش رقم زد…فرجامی که هم دوستداران پرشمار ایشان را آزرده خاطر کرد و هم دوستان گذشته همدم و اکنون منتقد ایشان را…اشتباه لطفی در این بود که حرفش را با قلمش نگفت…او فراموش کرد که آنچه لطفی را لطفی کرده است زخمه سازش است و نه فن بیانش…اما سرنوشت او در این مقطع زمانی،آموزه ی هشداردهنده ایست برای کسانی که حرمت و اعتبار هنری خود را که طی سالیان دراز با مرارت های فراوان به دست آورده اند عاشقانه دوست دارند و برایشان سخت است روزی را تصور کنند که “آنچه برلطفی رفت بر آنها نیز برود…”

فضای مجازی ایجاد شده در بستر اینترنت این امکان را فراهم آورده است که افراد بتوانند در هر زمان و هر مکانی بی دغدغه ی هزینه چاپ و نشر،افکارشان را منتشر کنند و احیانا به بوته نقد بگذارند…اساتید موسیقی و دوستداران آنها نیز از این فرصت بی نصیب نمانده اند…با یک جستجوی ساده به حجم وسیعی از سایت ها و وبلاگ ها بر می خوری که به ارائه آثار ،اخبار و هر آنچه که مرتبط با فعالیت هنری هنرمندان است می پردازند…وبلاگ شهسوار آواز،سایت خدای ترانه،وبلاگ یگانه مرد تصنیف…و آنقدر این فضای مجازی از خدایان و یگانگان مجازی پر شده است که حیران می مانی…و افسوس می خوری به حجم مطالبی که سابق بر این در ذهن مولفین آنها منجمد می شده و امکان نشر نمی یافته است…
اما نکته مهم این است که بیشتر فعالیت های اینچنینی بوسیله طرفداران و دوستداران هنرمندان صورت می گیرد و انگشت شمارند تعداد سایت ها و وبلاگهایی که با نظارت مستقیم شخص هنرمند به فعالیت بپردازند…در این میان استاد پرویز مشکاتیان جزو معدود هنرمندانی است که در جریان راه اندازی و شروع به کار سایت خود بوده است و با همکاری جمعی از دوستداران و شاگردانش از جمله علیرضا جواهری بر فعالیت سایت نظارت مستمر دارد…مسئله ای که می توان از نحوه افتتاح سایت و نوع اخباری که در آن منتشر می شود به آن پی برد…

meshkatian

استاد مشکاتیان را هر آن کس که دل مشغولیتی با موسیقی اصیل ایرانی دارد به خوبی می شناسد…او را با آستان جانان،دستان،دود عود،مقام صبر،وطن من و آثاری از این دست می شناسیم که هر کدام در حافظه موسیقیایی این مرز و بوم به عنوان آثاری ماندگار نقش بسته است…این نوشته به هیچ عنوان قصد قلم فرسایی در خصوص هنر جناب مشکاتیان ندارد که هر آنچه را که باید گفت دیگران گفته اند…شیواتر و رساتر….این چند سطر نتیجه ی رصد نظرات و عقاید ایشان در مصاحبه ها و نقل قولهای مختلف در سالهایی است که اوج پختگی یک هنرمند محسوب می شود و او به دلایلی از فعالیت جدی موسیقی به دور بوده است…-البته اگر از انتشار چند کتاب و آلبوم پراکنده بگذریم-….آنچه مرا واداشت این چند سطر را بنویسم رویکرد جدیدی است که در رفتار و منش ایشان به وجود آمده است…رویکردی که دوستداران ایشان را نگران می کند و آینده ای را در ذهن متصور می سازد که بیم آن می رود سالهای باشکوه فعالیت هنری ایشان را تحت شعاع قرار دهد…

Comments

One Response to “ساز من توتم من است…(سطرهایی برای پرویز مشکاتیان)”

  1. جلال الدین ابونجمی on جولای 21st, 2008 4:23 ق.ظ

    من در کوک کردن سنتور مشکل دارم مرا در این زمینه یاری کنید

Leave a Reply




submit *