جامعه شناسی “ولش کن”

Posted on اکتبر 20, 2012 - Filed Under یک کم جدی | 1 Comment

خیلی وقت ها برای پی بردن به مشکلات یک کشور و یا یک شهر نیازی به کنکاش های جامعه شناسانه نیست…مقاله دادن ها هم کاری از پیش نمی برد که هیچ بیشتر اصل موضوع را در رنگ و لعابی استاندارد گم می کند و خیلی ها در آخر نمی فهمند چی بود و چی شد و قرار است چه بشود….مهم مقاله است که باید در بیاید و ارتقایی شخصی حاصل شود که می شود…اما با گشت و گذار بی پیرایه در جامعه  و نشست و برخاست با عامه کوچه و بازار چیزهایی نصیب آدم می شود که در برخی موارد می تواند دلایل بسیاری از مشکلات ، باورها و رفتارهای غلط را به خوبی نمایان سازد.

کرمان به شهر “ولش کن” ها مشهور است…تا حالا فکر می کردم این عبارت تنها جنبه درونی دارد و تنها به شخص گوینده برمی گردد…طرف حال ندارد کار کند این جمله معروف را بر زبان می آورد تا خودش را خلاص کند و توجیهی برای سستی و تنبلی اش بیاورد….اما با چند برخورد ساده و دقیق شدن در رفتار مردم کوچه بازار در اندک زمانی جنبه های برونی این رفتار هم روشن می شود…در اینجا شخص با گفتن عبارت “ولش کن” علاوه بر رها سازی خود از زیر بار یک مسئولیت، به نوعی برای دیگران هم حکم صادر می کند که تو هم “ولش کن”….و همینطور پیش می رود مسلسل وار تا نهایت همه مردم یک محله، یک شهر، یک استان و یک کشور …و بخش غم انگیز ماجرا اینجاست که اگر کسی بخواهد برخلاف این مسیر اقدامی کند یا به قولی “ولش نکند” باید حرف و حدیث ها  و نفرین ها و احتمالا سنگ اندازهایی را به گوش جان نیوش کند و به چشم سر و جان ببیند….

…..

مرد مغازه داری که گاهی هست و گاهی نیست با کلی معطلی دارد اجناسی را که خریده ام حساب و کتاب می کند و در همین حین، رفت و آمد و گفت و شنودی هم با هم چراغان و کسبه محل دارد…برای اینکه توجه ای و تمرکزی داده باشم پرسیدم ” این داروخانه روبروی شما تعطیل شده؟…چند روزی می شه که باز نکرده !” ….جوانک نگاه پر از کینه و نفرتی به داروخانه بسته کرد و گفت: ” فلان فلان شده پارسال اینجا رو به بدبختی اجاره کرد، حالا رفته چند متر اون طرف بزرگتر از اینجا رو خریده و تا چند روز دیگه هم افتتاحش می کنه….مردک از صبح تا شب مثل خر کار می کنه…..!!!”

Comments

One Response to “جامعه شناسی “ولش کن””

  1. حسام on نوامبر 7th, 2012 12:36 ب.ظ

    این “ولش کن”ها مختص کرمان نیست، همه گیر شده. شاید بیشتر به شیرازی ها نسبتش بدن اما همۀ ما یه جورایی بهش مبتلا هستیم… از بس دیدیم کسانی رو که بدون کار کردن به هر آنچه که باید رسیدن… بدون زحمت، بدون تلاش… شایدم ریشه های این مشکل به چند صد سال قبل برگرده… همون زمانی که شایسته سالاری جاش رو به آشناسالاری داد و تازه به دوران رسیده ها زمام امور رو به دست گرفتن… شاید هم… اصلا “ولش کن”!

Leave a Reply




submit *