دختران آفتاب

Posted on جولای 10, 2019 - Filed Under دلتنگی | Leave a Comment

دختران آفتاب
دختران انتظار
دختران بوسه های ناتمام و شرمی آنچنان
ایستاده بر بکارتی سربلند
در دوردستِ مبهم امید
به راه نشسته اند و بسته اند چشم
مردان صبح را
آن کاشفان یاقوت های سرخ
آن خالقان رنگ و روشنی
آن فاتحان همیشه ی ستیز و شب
آن بر سرِ پیمانشان همچنان باقی
تا در رجعتی دوباره
هم آغوشی دیدار را
پرواز شوند به نیلی این طاق کبود
خورشیدوَش

ابر سیاهِ بددهن
این مستِ یاوه گوی
این هرزه ی همیشگی
که نه در دلش هوس زایش بود و نه در سرش هوای گسستن
حجله می بست نیلی آسمان را
داغ دختران آفتاب
آن دوشیزگانِ به راهِ بی عبور نشسته و بسته چشم
که در معاشقه ی سرخ زمان
آواز خورشید را بر پیکرِ سرد صبح گریستند…

Comments

Leave a Reply




submit *