افتخاری به فرانسه می رود…!؟

Posted on آگوست 26, 2010 - Filed Under موسیقی | 4 Comments

از هر سمتی که نگاه کنی فرق نمی کند …..بالا ، پایین ، چپ ، راست ، اریب ، مایل، کجکی ، کمانی، زاویه دار ، شیب دار، قوس دار……باز هم فرق نمی کند…زمانه بی رحم است…یک روز برای دیدنت سر و دست می شکنند و روز دیگر سر و دستت می شکنند….یک روز امضای بودنت را می گیرند و روز دیگر برای رفتنت امضا جمع می کنند….یک روز دل و قلوه می دهند و روز دیگر گوجه و تخم مرغ گندیده مهمانت می کنند….یک روز نفسشان می شوی و روز دیگر نفست می گیرند….بله…زمانه زمانه ی بی رحمی است….

حالا هم داستان علیرضا افتخاری خواننده سابقا محبوب ، نیمه محبوب ، اندکی محبوب و در حال حاضر یک کم منفور ، نیمچه منفور ، منفور و شدیدا منفور (البته از دید عده ای قلیل…تعدادشان را نمی دانم….13 یا حداکثر 14 میلیون نفر) داستان همان دل و قلوه و گوجه و تخم مرغ است….داستانی که مدتی است شروع شده و احتمالا ادامه خواهد داشت….

افتخاری را که می بینم یا می شنوم یا می خوانم بی اختیار یاد مرد هزار چهره مهران مدیری می افتم….مسعود شصتچی ….مردی که در یک جمله آنی نبود که بود….افتخاری  که هر از گاهی – و بیش از هر از گاهی- در صدا و سیمای عزت خان می بینیم دستی در ساخت و ساز دارد و قواعد آن را به خوبی می داند و رندی های ساختن و فروختن را هم دارد….مردی که از یک طرف کار با شن و ماسه و بیل و کلنگ، خواه نا خواه، در این چند سال اخیر زمختش کرده است و از طرفی دیگر می خواهد از قافله ی راکبان عرصه ی شعر و گل و بلبل و سنبل هم  جا نماند و جنبه ی هنری زندگی اش را حفظ کند….هنری که سراسر لطافت است و با زمختی های شن و ماسه  و آهن نمی خواند…

داستان ، داستان سر و کار داشتن با دو یا چند شخصیت مختلف است و از این روست که او درحین اجرای آواز و سرک کشیدن به گوشه های آوازی و  حضور  در یک فضای عرفانی در مقابل چشم هزاران نفر به یکباره برای کشورهای اروپایی خط و نشان می کشد که من آنم که رستم بود پهلوان و یا هنر نزد ایرانیان هست و بس (و عجب حرف بیهوده  و موهومی است این!!….) و تو به ناگاه چرتت پاره که نه دریده می شود و با چشمانی زل زده به صفحه ی صدا و سیما -مثل چشمان این روزهای افتخاری- از خودت می پرسی که واقعا این همان افتخاری سالها قبل است که جنس نگاهش آرامش بود و متانت و حیایش گزیده گویش کرده بود…..به سختی کلامی می گفت و اگر می گفت بسان شعر نغز نکته ها و ایهام های دلبرانه داشت و هزاران گوش شنوا….سرش پایین بود و بر چهره اش لبخندکی نقش می بست به زیبایی حال و هوایش وقتی می خواند ” دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد…چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد…”…به راستی این مرد همان مرد است…..؟

هنرمند آن روزهای مردم این روزها از نقش آمریکای جنایتکار در سرخوردگی و غمگینی مردم ایران می گوید….برای اروپا خط و نشان می کشد….در انتخابات از اینکه یکی از آثارش در یکی از ستادهای انتخاباتی پخش می شود و ممکن است شائبه ی حمایت از کاندیدایی خاص را به وجود آورد بیانیه صادر می کند و خاطیان را سر جایشان می نشاند اما از سوی دیگر در استادیوم ورزشی برای یک کاندیدای انتخاباتی می خواند (جل الخالق….!!!)…یک روز در برابر چشمان میلیون ها نفر می گوید پاپ نمی خواند فردایش غیرپاپ نمی خواند….یک روز از  بزرگ موسیقی تعریف می کند فردایش از انتشار کتاب تبهکاران موسیقی دم می زند و بزرگ موسیقی را تهدید می کند به افشاگری و اشاراتی دارد که یقین دارم (و اطلاع دارم) منظورش همان هایی  است که او تعریفشان را می کند….دم از مردم می زند ولی  یکبار هم نشده در طول این سالها درست و حسابی هم نفس همان مردمش شود….کنسرتی بگذارد تا سیل مشتاقانش در این بیست سی سال – مثل آدم – اجرایش را فارغ از دوربین و مه و دود و پوست موز و چیپس و پلی بک و کشتی گیر و مسئول و مجری حراف ببینند و ساعتی با صدای نابش ، حس ماندگارش و گرمای نفسش خلوت کنند….

تلفیق فضای ساخت و ساز و دشتی و شور، جملات و رفتار نغضش را بی مغز کرده است…چون صدایش را از خدا گرفته فقط برای خدا می خواند…(الله اکبر ….ای خدای بزرگ ….تو خودت شاهد باش که این مرد چه می گوید…..!!)….شبکه های جنایتکار خارجی او را به سبک خودشان مورد رحمت قرار می دهند و او از عزت خان گلایه می کند و توقع دارد ایشان مناظره ای با اجرای فرزاد جمشیدی (درست می گم؟…) با حضور علیرضا افتخاری مهیاری و علیرضا افتخاری تشکیل دهد تا جواب آن ور آبی های خائن را بدهد (خدای مهربان …هنوز شاهدی که؟)…. عملی  را خودش با رفتن و از خود بی خود شدن و آغوشیدنش باعث شده و حالا توقع دارد عکس العملش را آقای احمدی نژاد با رها کردن امور مملکتی انجام دهد و برای کوبیدن مشت در دهان voa جنایتکار و bbc خیانتکار بیانیه صادر کند..( خدایا خودت به جوانی ما رحم کن….!)…

مسعود شصتچی مهران مدیری در نقش مرد هزارچهره هم جوگیر شده بود و به قول خودش بدجور هم جو گیر شده بود….درست مثل این روزهای افتخاری….حالا هم اتفاق خیلی خاصی نیفتاده است ….افتخاری ما جو گیر شده است و کاری کرده است که گمان نمی کرد در این فضای وحشتناک رسانه ای به این ترتیب شکار و منتشر شود…..حالا باز جایش شکرش باقی که  مثل آقای شصتچی خیلی جوگیر نشد….وگرنه ممکن بود به صورت بداهه و بدون استفاده از آلات شنیع موسیقی نقش یک ارکستر سمفونیک را هم بازی کند…. شاید سالها بعد این جمله معروف را  هم از افتخاری درحالیکه به دوربین زل زده بشنویم که : ” من از اولش هم اشتباهی بودم “….

افتخاری واقعی را در نوشته هایش جستجو کنید و نه مصاحبه هایش …متین و مرتب و با کمترین به قول خودش ژاژخواهی….نوشته هایی را که حرف دلش است که دیگری برایش می نویسد به گمانم!….همسرش!….و شاید هم دخترش….!

Comments

4 Responses to “افتخاری به فرانسه می رود…!؟”

  1. محمد on آگوست 28th, 2010 3:40 ق.ظ

    برا من همیشه اسم افتخاری تداعی کننده ی فرهاد راهداری بوده. میدونم چه لحظه هایی رو نفس تو نفس باصداش حال کردی.
    فرهاد عزیز من میگم شاید بشه از هنر به صورت مستقل لذت برد.مستقل از پدید آورندش. کی میتونه اونهمه خاطره رو از صدای افتخاری پاک کنه. ذات هنر باعث لذته و هنوز میشه صدای یکی به اسم افتخاری رو دوست داشت.
    البته این نظر شخصی منه . شایدم واقعا آدما مسوول هنری هستن که از خودشون درمیکنن.

  2. محسن on سپتامبر 27th, 2010 1:03 ق.ظ

    کاری که افتخاری کرد به نظر من اصلن اشکالی نداشت. اشکالش این بود که خودش هم داشت به یک شکلی آن را پنهان می کرد. مشکل این است اگرنه چه اشکالی دارد. در بسیار از جهان نیروهای راستی هستند که بی ترس و واهمه و خجالت از یک ایدئولوژی دفاع میکنند. اینجاست که خیلی ها می خواهند چوب دو سر طلا باشند.
    ***
    ممنون که به من سر زدید.
    متاسفانه خیلی کم خواب میبینم اگر نه آن را هم درست میکردم. البته عسک هایی که میگیریم و فیلمهایی که میبینیم هم داریم.
    یکی میگفت غذاهایی که درست میکنیم هم درست کن و توش دستور آشپزی بده.

  3. nader on فوریه 6th, 2011 3:49 ق.ظ

    “بسيار نكته غير حسن ببايد كه تا كسي
    مقبول طبع مردم صاحب نظر شود”
    حافظ

  4. شهرام on فوریه 21st, 2011 11:03 ق.ظ

    رابطه بین قهرمانان خیلی خیلی و خیلی حساس میشود در صورتیکه قهرمانان در حمع ملتی زندگی کنند که به قهرمان نیاز دارد.
    به نظر قهرمانان احترام میگذارم و با ملتم…

Leave a Reply




submit *