توهم شبانه

Posted on می 27, 2009 - Filed Under پرت و پلا | 6 Comments

معجونی است از چرتهای نیمه بند شبهای امتحان با هذیان گویی های خاص دوران جوانی و حسی ترش شبیه به دلپیچه ی حاصل از شام تهوع آور دانشجویی…هر چه باشد نوشته ی زیر که آنرا شعر با پیشوند سه نقطه می نامم زور زدن های لجوجانه ی آن دوران است…نزدیک به دوازده سال پیش…و ممنون پیری هستم که نصیحت همی کرد که گر خواهی ز سر سیری شاعر شوی باید بساط هر چه گیت و دیکودر و مالتی پلکسر هست را از ذهنت جمع کنی و گرسنگی را با پنیر و تکه نانی خشک تجربه کنی مانده ی عمر…بلکه بیتکی سرازیر شود نیمه شب و از سه نقطه های شعرت کاسته شود …گفت اگر هستی که برو و پنج هزار بیت شعر بزرگان از بر کن و برگرد…پاسخ من اما فی الفور همان که صفر به علاوه یک می شود یک…نه گرسنگی می خواهد و نه پریدن از خواب شیرین شبانه….پس بی خیال شعر و شاعری شدم و بیش از این با آبروی بزرگان هنر و فرهنگ این دیار بازی نکردم…

یاد دارم دلبرم را در خواب دوش / باده در دست و به کنجی استاده خموش
تا مرا دید بکرد جام نهان در بر خود / غنچه ای بست و بکرد باز دهان تا بناگوش
گفتم ای خوبم از برای کیست این جام شراب؟ / چشم خود را بست و دست بنهاد روش
باز پرسیدم دلبرک از برای من جام آورده ای ؟ / وانگهی خندید و من با خنده اش گشتم مدهوش
جام را بالا کشید و کرد آن را نوش (کوفت) / گفت جام از آن من بود لطفا خموش…!!!

(تهران-76/3/25-ساعت 3 نیمه شب…!!)

Comments

6 Responses to “توهم شبانه”

  1. محمد on می 27th, 2009 10:46 ق.ظ

    بسی لذت بردیم.
    اقا واقعا تبریک میگم. یه سبک جدید تو شعر و شاعری ایجاد کردی!
    ما متظر دومیش هستیم.)

  2. bi janbeh on می 27th, 2009 3:36 ب.ظ

    shoma hamon khanandegi baraton kafie . ma be andaze kafi az oon lezat mibarim dige sheram ke bekhaei begi jedan zarfiat nadarim yeho mibini bikh halgheto greftimo dige alfataha

  3. کاوه on می 30th, 2009 1:28 ب.ظ

    سلام و درود
    خوشحالم که نوشته های ناچیزم حس مشابهی رو در تو زنده کرده
    ممنون که مطالب منو میخونی و از لطفت سپاسگزارم

  4. مینا on ژوئن 1st, 2009 1:29 ق.ظ

    سلام و درود بی شمار بر شما .همیشه از قلم طنازانه شما و نثر زیبایتان لذت برده ام.از لطف حضورتان نیز ،ممنون هستم.باشید همیشه.

  5. محمد on جولای 12th, 2009 10:24 ق.ظ

    این توهم شبانه ی شما چرا اینقدر کشدار شده ؟ نیستی پسر؟!)سرحالی؟
    …………………………………………………….
    به قول شاعر …حال من خوب است اما تو باور نکن

  6. میلاد محمدی on جولای 12th, 2009 4:30 ب.ظ

    درود
    بر فرهاد عزیز

    اتفاقا من هم منتظر یه نقد اساسی از شما در رابطه با “تنها تو می مانی” بودم و هستم!
    چون تصمیم داشتم به آقای “رحیمی آذر” هم ارائه بدم.
    جدا” این کار جای نقد و بررسی داره!

Leave a Reply




submit *