عینک آفتابی

Posted on دسامبر 19, 2008 - Filed Under یک کم جدی | 8 Comments

هنرپیشه شده بود و یک کم معروف…البته نه هنوز اینقدر که عینک افتابی به چشم بزنه…به واسطه ی یکی از دوستانم- سپهر- به محل کارم اومد…از هنرش گفت و از آرزوهای در سرش و برام چند تا از کارهای تئاترش رو که روی CD بود نشون داد…گیرا و با وقار بازی می کرد ومی شد آینده ی روشنی براش متصور شد…نیم ساعتی موند و رفت…برای این جوان خوب و دوست داشتنی آرزوی موفقیت کردم……

یک سال بعد…

یکی از تازه ترین فیلم های هنرمند جوان باید پخش می شد…شال و کلاه کردیم و به اتفاق خانواده رفتیم برای تماشا … دم در ورودی ، دوستم سپهر رو دیدم….در حال چاق سلامتی بودیم که هنرپیشه ی جوان سر رسید…سلام کردم…به سختی سری تکون داد…سپهر منو معرفی کرد…”آقا فرهاد…یادتون هست پارسال رفتیم محل کارش…”….هنرپیشه جوان خیلی سعی کرد تا بالاخره منو به یاد آورد… بنده ی خدا حق داشت چون توی این یک سال خیلی چیزها عوض شده بود…

حالا دیگه هنرپیشه ی جوان ما از پشت عینک آفتابی دنیا و آدم هاشو می دید…

Comments

8 Responses to “عینک آفتابی”

  1. سهيلا on دسامبر 19th, 2008 2:13 ب.ظ

    سلام
    مثل هميشه قشنگ نوشتيد.

  2. محمد on دسامبر 20th, 2008 1:44 ق.ظ

    سلام
    خوشحالم دوباره شروع کردی به نوشتن !
    این روزا عینکای افتابی زیاد شدن ! به نظر من زیاد جدیشون نگیر ! فقط مواظب باشیم خودمون ازون عینکا نزنیم یه وقت .

  3. مينا on دسامبر 20th, 2008 10:40 ق.ظ

    سلام.خوب باشيد.يك مورد اپيدمي شده در بين اهالي هنر بويژه سينما.موفق باشيد.

  4. حافظ ایمانی on دسامبر 24th, 2008 5:23 ب.ظ

    با برف
    با سلام

    با پنج دانه برف
    در پنج گاهی کوتاه
    اما گویا …

    آمدم
    اما گرم
    با گلوئی بلند از فریاد
    در فصل سکوت

    آمدم تا بگویم بهاری در راه است
    تا لکه ی شکوفه ی خونی اردیبهشت را به پیراهن سپیدم برگرداند.
    در زمستانه …

  5. مينا on دسامبر 29th, 2008 4:30 ق.ظ

    سلام .خوب باشيد قلندروار به روز است.

  6. میلاد on دسامبر 30th, 2008 12:32 ب.ظ

    درود فرهاد جان
    نمی دونم والله
    نمی خواستم آپ کنم اما فریاد نگذاشت!
    دل آواز(موسیقی ملی ایران) هم دو باره یه سری چرندیات ژورنالیستی زده ، که اصلا حال و حوصله ی تحلیلشو ندارم.
    به قول معروف سپردمش به…

  7. لاله(بارانی باید) on ژانویه 2nd, 2009 11:49 ق.ظ

    هوررراااااااااا
    بالاخره این وبلاگ بعد از هزار سال آپ شد.

    میگم البته بسته به مارک و استایل عینک ،فرق داره این قیافه گرفتن ها.تازه حالا یک سال گذشته بذار پولش برسه عینک های گرون تر بخره بعد دیگه خودش رو هم نمی بینه.

    ولی من نمیدونم چرا وبلاگت بعد از 10 روز تازه برای من آپ شده؟(شد 1010) روز :)

  8. میلاد محمدی(خورشید شبستان) on فوریه 17th, 2009 8:25 ق.ظ

    درود
    بر فرهاد عزیز
    درسته ، برای “وطن” صدای شجریان پدر یا افتخاری خیلی مناسب تر می بود.
    چه کنیم که صدای دیگری مناسب این تصنیف وجود ندارد؟!

Leave a Reply




submit *