نوروزنامه (قسمت چهارم)-شهداد بهار۸۷

Posted on مهر ۳, ۱۳۸۷ - Filed Under یک کم جدی | ۱۱ Comments

بعد از سفر خاطره انگیز و دلهره آور یزد تصمیم گرفتم تعطیلات عید را به گشت و گذار در استان پهناور کرمان یا به عبارت بهتر پهناورترین استان کشور بپردازم.البته در این بین مهمترین کار ، راضی کردن رئیس محترم خانه و پیدا کردن یک همراه بود که با شگردهایی که همیشه در آستین دارم [...]

Read More..>>

شبه مردگان دربند

Posted on شهریور ۲۱, ۱۳۸۷ - Filed Under پرت و پلا | ۵ Comments

موضوع قبرستان تهرانی ها و دعوای بین محیط زیست و شهرداری هم کم کم داغ شده است حسابی… شاهدان جاندار و نیمه جان و بی جان گواهی داده اند که چندتایی گور برای دفن مردگان باقی نمانده است فعلا…- و من مانده ام حیران که این تهران پر ترافیک ، شلوغ و آلوده ی بی [...]

Read More..>>

قصه ی شنگول و منگول

Posted on شهریور ۱۴, ۱۳۸۷ - Filed Under پرت و پلا | ۵ Comments

در راستای رسالت خطیر پدری ، بعضی شب ها وظیفه حیاتی و تاریخی قصه گویی بر عهده ی بنده ی حقیر گذاشته می شود- به اجبار- … بنده هم خسته و کوفته از گرفتاریها و مشغله های روزمره ، ناگزیر در برزخ خواب و بیداری با استعانت از حافظه ی نیمه بند خود چیزهایی سر [...]

Read More..>>