کفش هایم کو؟
Posted on آبان ۳, ۱۳۸۶ - Filed Under پرت و پلا | ۴ Comments
کفش هایم کو ؟ / چه کسی بود صدا زد فرهاد ؟/ آشنا بود صدا مثل هوا با تن نفت /دخترم در خواب است/مادرش نیز/ نکند الیاسی است که در این نیمه ی شب/ ذهن تنهای مرا می طلبد/ بوی هجرت می آید/ باید امشب بروم/در شبی پاییزی و سرد/کوچه خالیست و به جز هس هس [...]
Read More..>>دربی ۶۳
Posted on مهر ۲۲, ۱۳۸۶ - Filed Under ورزش | ۳ Comments
امروز شصت و سومین دربی یا به قول حداد خودمون “شهرآورد” دو تیم پرسابقه ی استقلال و پرسپولیس برگزار می شود…یک بازی جنجالی و پرحاشیه که هیجان قبل از بازی همیشه بر جذابیت بازی چربیده و کمتر از بار فنی یک دربی واقعی برخوردار بوده است…این بازی تا دلتان بخواهد جنجال و حاشیه دارد که به اندازه چند هفته خوراک مناسبی برای [...]
Read More..>>یک روز رمضونی…
Posted on مهر ۱۶, ۱۳۸۶ - Filed Under خیالات | ۵ Comments
چند روزیه که دل و دماغ نوشتن ندارم…شاید هم به ماه رمضون ربط داشته باشه….خورشید خانوم وسط آسمون جولان می ده که می ریم سر کار…هنوز گرم کار نشدیم که همکارت می گه… ” شما امری ندارید؟” …”کجا به سلامتی؟…”….”وقت اداری تمومه…مگه شما نمی رید خونه؟…”..نگاهی به ساعت می اندازم… راست می گه…ساعت یک و نیم شده….ساعت ۲ [...]
Read More..>>