دنیای بعد از این حسن آقا
Posted on تیر ۱۶, ۱۳۸۹ - Filed Under خیالات | ۲ Comments
…………………………….. انسان به سرعت مرزهای دانش را در می نوردد….دانسته هایش عمیق تر و قدرت و تسلطش بر کائنات و محیط پیرامونش بیشتر و بیشتر می شود….ابزارهای جدیدی با پیشرفته ترین تکنولوژی ها خلق می کند و و زندگی اش دست خوش تغییرات بسیاری قرار می گیرد. این چند خط پیش بینی یک پیشگو از [...]
Read More..>>یک روز رمضونی…
Posted on مهر ۱۶, ۱۳۸۶ - Filed Under خیالات | ۵ Comments
چند روزیه که دل و دماغ نوشتن ندارم…شاید هم به ماه رمضون ربط داشته باشه….خورشید خانوم وسط آسمون جولان می ده که می ریم سر کار…هنوز گرم کار نشدیم که همکارت می گه… ” شما امری ندارید؟” …”کجا به سلامتی؟…”….”وقت اداری تمومه…مگه شما نمی رید خونه؟…”..نگاهی به ساعت می اندازم… راست می گه…ساعت یک و نیم شده….ساعت ۲ [...]
Read More..>>مردم تشنه ی خندیدنند…
Posted on مرداد ۳۰, ۱۳۸۶ - Filed Under بی ربط, خیالات | Leave a Comment
وقتی رقیب رسمی قدرتمندی نداریم…وقتی پول به اندازه کافی داریم…وقتی از نویسنده ای تعریف می کنیم…وقتی نویسنده ای را جای کارگردان می نشانیم…وقتی گروهی آشنا و آزمایش پس داده را دور هم جمع می کنیم…وقتی ریخت و پاش می کنیم…کار آغاز می شود…مردم تشنه ی خندیدنند… سکانس ۱ پلان ۱ برداشت ۱….دوربین…صدا…حرکت… وقتی کفگیر به [...]
Read More..>>