داستان نوشتن های من

Posted on ژوئن 24, 2014 - Filed Under بی ربط | Leave a Comment

داستان نوشتن من و این کنج خاک گرفته مثل رانندگی راننده اتوبوسی است در دل شب برای مسافرانی خواب زده…او می راند برای آنانی که خوابند و من هم می نویسم برای دیگرانی که آنها هم!…البته از اول هم قرار نبود برای دیگرانی بنویسیم…کنج دنجی بود برای لم دادن و گفتن حرفهایی که باید گفت […]

Read More..>>

حسنک کجایی؟

Posted on ژوئن 29, 2013 - Filed Under بی ربط | Leave a Comment

شب بود و آسمان سخت خفته با خورشید و مهتاب و ستارگانش….زمین ساکن بود و ساکت…شاید هم مرده! … هوا رفته بود پی چرایی دورتر …نفس هم نسیه…! آنطرف تر دو قدم مانده به کوچه ای تنگ و تاریک و سیاه، ناگهان گاو بع بعی نشخوار کرد از روی خماری…”پستانهایم پر از شیر است…شیره دان […]

Read More..>>

آن لحظه

Posted on فوریه 25, 2011 - Filed Under بی ربط | 4 Comments

در زندگی هر انسانی همیشه لحظاتی زیبا و لذت بخشی است به زیبایی و گرمی لحظه خوردن چای، دم دمای غروب در یک جمع خانوادگی و دوستانه…و از این جنس لحظات بسیارند که تو را ترغیب می کند حس زیبای آن دم را با دیگران هم تقسیم کنی…یک کتاب خوب، یک موسیقی زیبا، یک شعر […]

Read More..>>

تو می آیی…می دانم

Posted on نوامبر 10, 2010 - Filed Under بی ربط | 7 Comments

تو می آیی…. تو می آیی…می دانم…وجودت را حس می کنم در این پهنه ی آبی که مورچگانش در پی ذره نانی راه پیمایی ها کرده اند….. آه….وقتی تو می آیی زمزمه هایت را ، خنده های پنهانی و احساس عاشقانه ات را پس از دیدن مورچگان می بینم و دزدکی می شنونم و لبخند […]

Read More..>>

دنیای بعد از این حسن آقا

Posted on جولای 7, 2010 - Filed Under بی ربط | 2 Comments

انسان به سرعت مرزهای دانش را در می نوردد…دانسته هایش عمیق تر و قدرت و تسلطش بر کائنات و محیط پیرامونش بیشتر و بیشتر می شود…ابزارهای جدیدی با پیشرفته ترین تکنولوژی ها خلق می کند و و زندگی اش  دست خوش تغییرات بسیاری قرار می گیرد. این چند خط پیش بینی یک پیشگو از آینده […]

Read More..>>

این چند وقت…

Posted on نوامبر 17, 2009 - Filed Under بی ربط | 2 Comments

• مي خواستم از شنبه سگي بنويسم …روزي که از شب قبلش دردسرها شروع شد.از بحث و جدل با همسايه بر سر نقش گربه در توسعه و ارتقاي فرهنگ آپارتماني تا چک برگشتي بانک ، ديدن کسي شبيه سوهان روح پس از سالها، مريض شدن رويان خانم و گم شدن کيف اسناد و مدارک جميعا […]

Read More..>>

باز باران……….بی ترانه

Posted on مارس 16, 2009 - Filed Under بی ربط | 7 Comments

این پست به هر چی که شما فکر می کنید ربط ندارد! دنبال تابلوی عبور ممنوع می گشتم رسیدم به این عکس…همین!!!

Read More..>>

یک روز ويژه

Posted on آگوست 22, 2008 - Filed Under بی ربط | 6 Comments

امروز روز مهمی است نه به دلیل اینکه بالاخره ایران تونست افغانستان را در جدول رقابت های المپیک 2008 چین پشت سر گذاردندی … امروز روز مهمی است نه به دلیل اینکه هادی ساعی بالاخره تونست با یک مدال طلا آبروی کشور رو خریدندی؟…(ولی خودمانیم ها…بد آبرویی رفتندی …از قدیم گفتندی با یک طلا بهار […]

Read More..>>

یک روز برفی

Posted on ژانویه 13, 2008 - Filed Under بی ربط | 5 Comments

وقتی کرمان پس از سالها یک برف درست و حسابی می یاد…..! وقتی خروس خون مجبور می شی برای خرید سیب و پیاز عطای رختخواب نرم رو به لقای گرمش ببخشی……! بد نیست دوربین برداری و بزنی به سفیدی برف….‍! بی خیال قرمه سبزی ظهر ، از کوچه های یخ زده و درخت های سفیدک زده امضای یادگاری می گیری…!! تازه […]

Read More..>>

شهر من

Posted on نوامبر 10, 2007 - Filed Under بی ربط | 4 Comments

شهر من کوچه دارد….خیابان دارد….بلوار دارد….ماشین دارد….ترافیک دارد….دود دارد….دم دارد….!       شهر من اداره دارد….سازمان دارد….شرکت دارد….بانک دارد….صف دارد….پلیس دارد….قبض دارد….!            شهر من سینما دارد….ورزشگاه دارد….فروشگاه دارد….شهربازی دارد….پارک دارد….بان دارد….پارکبان دارد….!                                                               شهر من به اندازه ی همه ی مردم شهر- شایدم چندتایی بیشتر- پارکبان دارد……..!

Read More..>>

یک قرار دوستانه

Posted on سپتامبر 8, 2007 - Filed Under بی ربط | Leave a Comment

یک تلفن ساده و طرح یک بیست سوالی از طرف یک ناشناس بهانه ی خوبی بود برای اینکه فلاش بکی بزنم به چند سال قبل…سالهای دانشکده…و گذشته ای خاطره انگیز را مثل سکانس های یک فیلم مرور کنم…تصویر دوستان در ذهنم نقش می بندد…. ….صدا خیلی آشنا بود…اگه غلط نکنم حسام بود؟….حسام عشق فیلم…بچه ی باحالی که من کشته مرده ی […]

Read More..>>

نسل هری پاتر ها

Posted on آگوست 21, 2007 - Filed Under بی ربط | Leave a Comment

چند روزیست که نسخه جدید داستان هری پاتر به بازار عرضه شده…صف های طولانی و خیل عظیم مشتاقان باعث شد که در اندک زمانی میلیون ها نسخه از این کتاب در سراسر دنیا به فروش برسد…بحث در خصوص دلایل این استقبال یک کنکاش جامعه شناسانه می طلبد…اینکه چرا داستانی که پایه و اساسش جادو و […]

Read More..>>

فرزاد حسنی و تیر خلاص

Posted on آگوست 21, 2007 - Filed Under بی ربط | Leave a Comment

بالاخره اعتماد به نفس بیش از حد این جوون کار دستش داد…در خبرها داشتیم که شورای نظارت بر صدا و سیما به برنامه کوله پشتی و به خصوص مجری این برنامه اعتراض شدیدی کرده و با توجه به نوع برخورد و ادا و اطوارهای بسیار نامناسب و توهین آمیز مجری در این برنامه و برنامه […]

Read More..>>

پیشنهاد قاچاق برای فیلم قاچاق

Posted on آگوست 21, 2007 - Filed Under بی ربط | Leave a Comment

ما آدمها هم بعضی وقتها کارای عجیبی می کنیم…لقمه ای رو که می شه به راحتی توی دهن گذاشت می چرخونیم می چرخونیم از پشت گردن اشتباهی می ذاریم تو سوراخ دماغ….چه جوری؟…اینجوری… خوب می دونید که این روزها بحث قاچاق فیلم حسابی داغ شده…به همین دلیل چند روز پیش اهالی سینما به پخش سی […]

Read More..>>

بنگاه هاي زود بازده و ظرفيت هاي فراموش شده

Posted on آگوست 21, 2007 - Filed Under بی ربط | Leave a Comment

در دهه های اخير ديدگاه اقتصاد دانان و سياستمداران کشورها به موضوع “توسعه” تغييرات اساسي کرده است.در گذشته ديدگاه غالب برپايه درآمدهاي حاصل از فروش منابع طبيعي و معدني همچون نفت,گاز و ساير موارد شکل گرفته بود که اين درآمدها به صورت اعتبارات دولتي در پروژه هايي در سطح ملي هزينه و به استقرار صنايع […]

Read More..>>

معضل مردگان

Posted on آگوست 21, 2007 - Filed Under بی ربط | Leave a Comment

در عصری زندگی می کنیم که بسیاری از کشورها بر مبنای دانش و یافته های علمی به توسعه اقتصادی-اجتماعی و سیاسی و … دست پیدا می کنند.گذشت زمانی که کشورهاي برخوردار از منابع طبیعی و معدنی و جاذبه هاي توريستي ثروتمند محسوب می شدند.زمانه زمانه فکر است و توسعه یک کشور بر مبنای دانش و […]

Read More..>>

من و تعطیلات نوروز

Posted on آگوست 21, 2007 - Filed Under بی ربط | Leave a Comment

تعطیلات عید نوروز هم تموم شد و به همین راحتی خاطره ها ساخته شد…نوروز بدی نبود و خوشحالم که تو این چند روز اتفاق بدی برای خانواده – آشنایان و دوستان نیفتاد و همه به شادی نوروز رو پشت سر گذاشتند…اما من در این چند روز چکار کردم…!؟ امسال به دلایل مختلف قید مسافرت رو […]

Read More..>>

اخراجی ها

Posted on آگوست 21, 2007 - Filed Under بی ربط | Leave a Comment

بعد از مدتها موقعیتی پیش آمد که فیلمی را در سینما ببینم…آنهم فیلم اخراجی های مسعود ده نمکی…فیلمی که تا دلتان بخواهد در اطرافش هیاهو و جنجال وجود داشته است-چه در زمان ساخت و چه در زمان اکران- که اتفاقا سهم عمده ای از این هیاهو مرهون عوامل اصلی سازنده فیلم است…از کارگردانی مسعود ده […]

Read More..>>

ماجرای بمب الکترونیکی و فیلم 300

Posted on آگوست 21, 2007 - Filed Under بی ربط | Leave a Comment

اینترنت خیلی مفیده…کاربردهای خیلی زیادی هم داره که مسلما شما خیلی بهتر از من می دونید.در اینترنت تعاریف زندگی روزمره عوض می شه و دنیای واقعی جای خودشو به دنیای مجازی می ده…تجارت الکترونیکی-دولت الکترونیکی-بانکداری الکترونیکی-کتاب الکترونیکی-دوست الکترونیکی-عشق و نفرت الکترونیکی و جدیدا هم اعتراض-فحش-لگد-مشت تو دهن-طومار و بمب الکترونیکی…این مقدمه رو گفتم که برسم […]

Read More..>>

لطفا صف را رعایت کنید!

Posted on آگوست 21, 2007 - Filed Under بی ربط | Leave a Comment

شنبه : زن :سلام…چرا اینقدر ناراحتی؟ مرد:همکارم دیشب توی جاده شمال تصادف کرده ….۴۰ سال هم نداشت…بیچاره زن و بچش… یکشنبه : زن:شنیدی جسد دختر عصمت خانم رو که چند روز پیش گم شده بود دیروز توی یک خرابه پیدا کردن… مرد :جدی می گی؟! خدا لعنتشون کنه…بیچاره عصمت خانم دوشنبه: زن :سلام ..چرا اینقدر […]

Read More..>>